گناهم چیه ؟؟؟؟

سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد
کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی


دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام
آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام

دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست
آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست

از تو دلگیرم که نیستی کنارم .. من دارم می‌میرم تو کجایی من باز بی قرارم
میدونی جز تو کسی رو ندارم .. باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم


نگاه محمدرضا هدایتی قلب دلتنگی تنهایی

باران

دلگیر نشو از آدمها نیش زدن طبیعتشونه

به هوای بارونی میگن ....خرابـ ـ ــ ــ

باران که میبارد...دلم برایت تنگ تر میشود
راه می افتم ....بدون چتر...من بغض می کنم...اسمان گریه

من چشمهایـــم را بستم و تو قایــم شدی ..

من هنـــوز روزها را می شــمارم!..

و تـــو پیدا نمیشوی !..

یا من بازی را بلــد نیستم !

یا تو جر زدی !

 

خاطره بازی

هنوزم میشه دست هامو به دستای تو بسپارم
هنوزم می زنه قلبم که این یعنی دوست دارم
می تونم رد بشم با تو از این دنیا از این سختی
می تونم با تو برگردم به یکرنگی به خوشبختی

می دونم می تونم با تو تو مشت زندگی جا شم
دلم آروم نمی گیره اگه یک لحظه تنها شم
تو رو دارم همین بسه واسه حس کردن خوبی
واسه حبس نگات بودن میون قابای چوبی

واسه خیره شدن تو شب به گرگ و میش اون چشمات
واسه مال نگت بودن تو این عکسای مات مات
میون خاطره بازی میون اشک و خندیدن
تو رو دارم توی رویا همین بسه برای من

می دونم می تونم با تو تو مشت زندگی جا شم
دلم آروم نمی گیره اگه یک لحظه تنها شم
تو رو دارم همین بسه واسه حس کردن خوبی
واسه حبس نگات بودن میون قابای چوبی

من مرغکی پر بسته ام

از زندگانی خســـــته ام

خــــیـــــــــلی دلم گرفته

از چـــرخش این روزگار

دارم شــــــکایت بی شمار

خــــــــیــــــــلی دلم گرفته